تبليغاتX
!i!i! حرفای دلم !i!i!

!i!i! حرفای دلم !i!i!

!i!i! به سراغ من اگر میایید آرام و آهسته بیایید , مبادا ترک بردارد چینیه نازک تنهایی !i!i!

چرا ؟؟؟

 

 سلام ........................

 بعد از چند روز تصمیم گرفتم وبلاگم و آپ کنم 

 چون واقا چیزی برای گفتن نداشتم وندارم ...!!

 هیچ بهونه ای نیست که بخوام دربارش مطلبی بنویسم...!!!

 و حرف آخر : دیروز داشتم باهاش چت میکردم ...

 رابطمون از قبل خیلی بهتر شده که جای شکرش باقی .

 درحال چت کردن بودم که بهم گفت VC روشن کن و بیا بالا صحبت کن...

 اونم میخواست صحبت کنه اما VC ارور داد ..!!!

 اما قبل از اینکه ارور بده چند بار صداش و شنیدم . شاید ۱ ثانیه هم نمیشد اما ....!!!

 یه حالی بهم دست داد . یه دفعه همه چیزه گذشته و بیاد اوردم  ...

 دلم میخواست از ته دلم فریاد بکشم .....!!! اصلا قدرت صحبت کردن نداشتم ...

 پیش خودم میگفتم حالا چه کار باید بکنم ....!!! که VC ارور داد و .....

 ای روزگار چرا همش ما باید با تو بسازیم و باب میل تو بگذرونیم..!!! ؟؟؟

 چرا تو ... چرا یه بارم که شده تو با ما نمیسازی و به میل ما نمیگذری ...!!!!؟؟؟

                       چـــــــــــــــــــرا ؟؟؟

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم دی 1384ساعت 23:55  توسط شایان.ک  | 

!!!......به امیده آن روز.....!!!

 

نه نفرینش کردم نه کینه به دل گرفتم

دیگه هم فکره انتقام نیستم

بلاخره به خوبی و خوشی

تموم شد !!!

نمدونم بعـدا پشیـمـون میشم یا نه اما دیگه بیخیــاله همه چی شــدم !!! واقــا شیطـون رفته بود تو جلدم  چه فکرای شومی تو سرم بود !!!   من ۴ ماه انتظار کشیدم تا بهش رسیدم  !!! الا نم که از دستش دادم......به امیده اینکه یه روزی اگه باز من و قابل بدونه و برگرده... روز و شبم و میگذرونم ...!!! الا نم منتظر میمونم تا دوباره برگرده ... امیدوارم ۴ ماه نباشه ...یه حسی بهم میگه که امیدوار باش  و نمیخوام الکی امیدوار باشم اما این حسه اجازه نمیده والا طوری که این رفت.... فکر نکنم.....

 وقتی تو این موقعیت قرار میگیرم بارها به خودم میگم که اگه عاشقم و میخوام به عشقم برسم ... باید این سختیا هم بکشم  این رسمه عشقه ....!!! بهم گفت شاید پشیمون شه و برگرده  .....خدا میدونه ....حافظ هم میگه که برمیگرده .....من که میگم بابا بخدا به مولایم عــلی من یکی که نوکرشم ......واسم دعا کنید همین .......

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم دی 1384ساعت 3:8  توسط شایان.ک  |